تبليغاتX
فرید میرموسوی
جامعه شناسی عمومی.گاهی اوقات ادبی

 

در سالیان گذشته پیش بینی انتخابات کار سختی نبود کافی بود شما وابستگی نامزدها را به گروه های قدرت بدانید و یا در شکل دشوارش سهم هر یک از گروه ها را مشخص کنید.

این روش البته هنوز هم رایج است و تا حدودی جواب می دهد.


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 13:10  توسط فرید میرموسوی  | 

تعریف هنجار و نابهنجار

عوامل که منجر به شناخت ما از امور بهنجار و نابهنجار می شود

1. خالی بودن از مباحث ارزشی

2. میزان عمومیت یک پدیده

3. در قیاس با سایر پدیده های دیگر و شرایط متقارن و مقایسه شناخته می شود.

 تعریف هنجار:

یک پدیده اجتماعی که از عمومیت بالای در سطح جامعه برخوردار باشد و در قیاس با گذشته یا سایر جوامع متقارن از وضعیت متعادلی برخوردار باشد.مانند میزان طلاق در یک کشور توسعه یافته هرچند که خیلی بیشتر از کشورهای توسعه نیافته است اما تا یک میزان مشخص امری کاملا بهنجار محسوب می شود.

تعریف نابهنجار: منفی تعریف امر بهنجار می باشد.

· جرم تا وقتی که از نرخ معمولی برخوردار باشد امری بهنجار می باشد و موجب تقویت نیروی انتظامی و رشد دستگاه قضایی می شود.

· جرم یعنی رفتاری که موجب جریحدار شدن وجدان جمعی می شود.

تبیین از نظر دورکیم

1.تبیین علی: B علت ودلیل به وجود آمد A می باشد.   

  این شیوه تحلیل تاریخی وعمودی است  

2. تبیین کارکردی:  پدیده های اغلب به این دلیل به وجود می آیند تا نیازی را برطرف کنند. A برای برطرف کردن نیاز C به وجود آمده است.این همانی و غایت شناسانه است.

جامعه شناسی دین دورکیم

تعریف دین: یک نظام یکپارچه  از عقاید و اعمال مربوط به چیزهای و امور مقدس و نامقدس را دین می نامند.

 ویژگیهای امور مقدس

1. جدایی از پدیده های جاری و روزمره می باشند.

2. از سنخ فعالیتهای متعالی می باشند یعنی فی النفسه هدف می باشند.

3. مرکز گرا می باشند زیرا دارای نیروهای می باشند که افراد را به جامعه پیوند می زنند

ویژگیهای امور نامقدس

1. مادی هستند

2. مربوط به فعالیت های روزمره می باشند

3. برای رسیدن به اهداف دیگر که عموما اقتصادی می باشند صورت می پذیرند

4. دارای نیروهای مرکز گریزی هستند که فرد را به دنبال منافع شخصی خود می کشاند.

 دورکیم می گوید منشا پیداش دین جامعه است زیرا دین تنها زمانی شکل می گیرد که مردم پس از شکار دور یک آتش جمع شوند جامعه را به وجود بیاورند و بعد دین پدید می آید.

دورکیم در جواب پرسش تضعیف دین در جامعه زمان خود که تبدیل به امری نابهنجار شده بود گفته بود. جامعه خود جای دین را می گیرد و مردم جامعه را می پرستند.

· دورکیم: جامعه پدر ماست، درون ما و فراسوی ماست.

· جامعه شناسی معرفت

سر منشا معرفت بشر جامعه است حتی زمان و مکان هم با توجه به امور مقدس و نامقدس جامعه ایجاد کرده است.

ما معلوماتی کسب نمی کنیم مگر در ارتباط با دو معرفت مقدس و نامقدس

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 0:8  توسط فرید میرموسوی  | 

باید روز پنجشنبه می رفتیم. فوقش یکی دو روز نمیامدم سر کار

_ فکر شو نکنن دیگه، حالا که طوری نشده،  با هم هستیم نکنه چون با من تنهایی حوصلت سر رفته.

_ ای بابا توهم حرفایی میزنی.

مرد پرده پنجره را کنار زد و نگاهی به بیرون انداخت: اه  بیا نگاه کن چه برفی می آید؟

-کو ببینم، آره حسابی هم می یاد خیابون هم سفید شده .

-انگار همسایه ها همه از شهرک رفتن

حتما رفتن پیش کس کاروشون تو شهر مثل ما که غریب نیستند.

- ما هم میتونستیم بریم پیش مامانم تو دوست نداشتی

- من که گفتم اگه دوست داری بریم الکی تقصیرگردن من ننداز

- گفتم اما اگر ماشین دیر گیرمون بیاد یا سردت بشه کلی غر می زدی من هم حوصله نداشتم

- پس خودت حوصله نداشتی ننداز تقصیر من، اصلا تو از خونه موندن با من فراری هستی

- ای بابا باز شروع کرد، بزن کانال خبر ببینیم اخبار هواشناسی چی می گه

-  بیا نگاه کن هی میگن در مصرف گاز صرفه جویی کنید، آخه اگر آدم گاز توی سرما نخواد بسوزونه پس کی باید بسوزونه مجبورن مگه گاز مفتی صادر کنند به هند و پاکستان و فلان و فلان

- مردم که گناهی نکردن بیا بخاری اتاق را خاموش کن شب توی هال می خوابیم

- نه خانوم این ملت حقشونه آخه مملکت تا کی باید با دو روز باریدن برف و بارون به هم بپیچه. من نمیدونم این کشور های سردسیر یا اصلا راه دور نریم زمان قدیم میگن آنقدر برف می آمد که مردم تو کوچه ها تونل درست می کردن برای رفت و آمد، مملکت تعطیل می شد؟

- زن بخاری اتاق را خاموش کرد و در اتاق را بست یک پتو هم آورد داد به مرد تا بیندازد روی پاهایش تلویزیون فیلم پخش می کرد زن یک کاسه تخمه آورد و رفت زیر پتو باهم تخمه می شکستند و فیلم می دیدن که بخاری گازی به تته پته افتاد و خاموش شد.

-  مرد گفت آهان شروع شد انگار نوبت به ما هم رسید.

- زن گفت: حالا حال بقیه رو هم می فهمی

- مرد گفت: پاشم برم بخاری برقی رو بیارم تا  یخ  نکردیم

وقتی بلند شد نگاهی دوباره به خیابون شهرک انداخت باز هم برف می آمد چند سگ ولگرد هم داشتند توی خیابانهای شهرک پرسه می زدند.

- خوب شد این بخاری برقی رو گرفتم

زن از توی آشپزخانه داد زد: آب ها هم قطع شده یه وقت نری دست شوی

- باشه می خوای برم یک کم برف بیارم آب کنیم

- فعلا نمی خوام مگر بخوای چایی چیزی بخوری

- مرد با خودش گفت چای با آب برف مثل فیلم های سفر به قطب.

- زن گفت چی گفتی.

- هیچی، با خودم بودم

مرد سریع چپید زیر پتو رو بروی تلویزیون زن با یک بشقاب پرتقال و نارنگی از آشپزخانه  بیرون آمد و گفت هوی سرده و سریع آمد زیر پتو.

سریال شهریار پخش می شد شهریار جوان در مجلس بهار شعر می خواند. مرد گفت ببین علت اینکه شعراون موقع طرفدار زیاد داشته وجود این مجالس بوده الان کمتر جایی است که بیان توش شعر بخونن و ازهم دیگه تعریف کنند.

- خوب الان مردم عموما سرگرم تلویزیون و سینما شدن اصلا کمتر دور هم جمع میشن تا بخوان توی اون جمعشون شعر هم بخونن .

سریال تموم شد.

 مرد گفت: حالا چطور برم تو اتاق پای کامپیوتر

زن گفت: حالا امشب نرو تو اینترنت

- اینترنت نرم چه کار کنم؟

- بشین کتاب بخون مگه نمی گی کلی کتاب نخونده داری

مرد در حالی که باخودش حرف می زد رفت تا دم در اتاق . در را باز کرد.  گفت وای چه زود سرد شد. در را زود بست. گفت: ای، مثل اینکه چاره ای نداریم کتاب «ها می کنم »را برداشت و شروع کرد به خواندن. خنده اش گرفت. زن گفت: کتاب خنده داریه

- نه اما بعضی جاهاش خیلی جالبه

از توی خیابون صدای جرقه سیمای برق آمد تا مرد خواست بلند شود ببیند چه خبر است برق ها رفت

زن گفت: حالا چه کار کنیم

مرد گفت: شمع ها کجان رو اوپن؟ زن گفت :آره

 مرد کبریت را روشن کرد و بعد شمع را، رفت لبه پنجره چیزی دیده نمی شد.

تلفن را برداشت آن هم بوق نمیزد

زن دوباره گفت: حالا چیکار کنیم؟

 مرد در حالی که سعی می کرد بیرون را نگاه کند گفت: ای خراب شه این مملکت که تا یه برف و بارونی میاد تمام سیستمش به هم می خوره، هیچی باید تا صبح دوام بیاریم کسی هم تو شهرک نیست که کمکمون کنه.

- یعنی چی ما که نمیمیریم؟

- خر نشو بابا کی تو سرما میمیره بیا بریم تو اون اتاق کوچیکه هرچی پتو متو داریم میندازیم رو سرمون.

زن زیر پتو خوابیده بود مرد چهار پتو انداخت رویش و خودش هم رفت زیر پتو نفسهایشان بخار شده بود  زن می لرزید گفت: یعنی ما نمیتونیم هیچ جور دیگه خودمون رو گرم کنیم

 مرد گفت :این دو بر که درختی نیست تا هیزم بیاریم مگر در و دیوار خونه رو بشکنیم بسوزونیم اما فکر نکنم نیاز باشه تو مگه خیلی سرد ته

الان نه اما خوب هی داره سرد تر میشه حداقل روزنامه باطله ها رو بسوزون

با دودش چه کار کنیم

نمی دونم یه فکری بکن

مرد دور بر را نگاه کرد بعد بلند شد بخاری را از لوله اش جدا کرد یه دیس فلزی آورد گذاشت زیر لوله بخاری روزنامه ها رو پاره کرد ریخت تو سینی و آتیش شان زد. گرمشان شد اما روزنامه ها زود آتیش گرفتن و تموم شدن زن نگاهی به کتابخونه انداخت مرد پاشد کتابهای شعر نوی بعضی از دوستان را که هدیه گرفته بود آورد. زن گفت چرا از کتاب داستانات نمی آری اونا که حداقل صفحاتشون بیشتره.

مرد گشت چند کتاب داستان هم آورد و یکی یکی شروع کردن به سوزوندن کتابها. کتابها یکی یک می سوختن و مرد و زن به شعله های آن خیره شده بودند.

مرد گفت اندازه یک انقلاب کتاب سوزوندیم . زن در حالیکه چشمهاش از دود و سرما سرخ شده بود رفت زیر پتو خواب آلود گفت: اینم یکی دیگر از فواید کتاب راستی تمام اون کتابهای دانشگاهی منو سوزوندی

 مرد جواب داد:آره

خوشحالم از دستشون راحت شدم.

 مرد هم داراز کشید زیر پتو.  کتاب اصول مدیریت را پاره کرد و ریخت تو آتیش و آرام آرام به خواب رفت.

 

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 20:53  توسط فرید میرموسوی  | 
قابل توجه دانشجویان و علاقه مندان جامعه شناسی خلاصه و اهم نظریات جامعه شناس مشهور امیل دورکیم.

 

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 4:34  توسط فرید میرموسوی  | 
شاید برای نوشتن این یاداشت کمی دیر باشد اما تعطیلی و برف و خانه نشینی آنقدر فرصت به آدم می دهد که در مورد چیزهای که قبلا می خواستی بنویسی و فرصت نشده بنویسی. 

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 1:53  توسط فرید میرموسوی  | 
یاداشت زیر مروری است بر نظریات جامعه شناسان که در طی دوران تحصیل به صورت خلاصه شده و جزوه بدست آورده بودم . در طی تایپ آنان تصمیم گرفتم نتایج را در معرض دید سایر دوستان هم قرار بدهم شاید به درد کسی خورد .

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 23:31  توسط فرید میرموسوی  | 


در هر محيطي بنا به شرايط زندگي و چگونگي روابط آدمها با يكديگراصطلا حاتي شكل مي گيرد كه فقط در همان بستر زماني و مكاني معنا پيدا ميكند و خارج از آن محيط يا بي معني مشوند يا معنايشان تغييرميابد.

پادگان نيز بنا به نوع موقعيت روابط افراد درون آن اصطلاحات خاص خودش را دارد . اين واژگان ممكن است در مكانهاي ديگر نيز كاربرد داشته باشد  كه علت آن يكساني بعضي از موقعيتهاست.

متاسفانه بي ادبي اين اصطلاحات به علت وجود جو مردانه محيط مي باشد مانند استاديومهاي فوتبال و.....  اصولا در هر محيطي كه خالي از هر يك از دو جنس باشد استفاده از واژگان جنسي بيشتر ميشود اين ربطي به اخلاق افراد ندارد چه بسا اكثر همان افراد در محيط خانوادگي و عمومي از ادب گفتاري بالاي برخوردار هستند.حال به برخي از اين واژه ها آشنا شويد در ضمن اگر مواردي ديگر سراغ داريد يادآوري كنيد. متشكرم

 
ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 0:31  توسط فرید میرموسوی  |